پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

کی به دل آرم خیال آشیان خویش را

کز قفس بیرون نمی خواهم فغان خویش را

همچو مجنون ناتوانی از کجا، عشق از کجا

یافت در صحرا مگر دیوانه جان خویش را؟!

در گلستان محبت، عاقبت چون فاخته

بر سر سروی نهادم خان و مان خویش را

نام آن لب بردم و شد عمرها کز ذوق آن

می مکم چون غنچه اطراف دهان خویش را

ای هما، از پهلوی خود کن قناعت همچو من

آخر از بهر که داری استخوان خویش را

آب و نان دیگر نمی خواهم سلیم از روزگار

همچو ساغر وقف می کردم دهان خویش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷کی ز تیغ آفتاب خویش باشد غم مرا
  2. شمارهٔ ۶۸دلم به عشق هلاک است کینه خواهی را
  3. شمارهٔ ۶۹گر به گوش خود ز مردم بشنوی گفتار را
  4. شمارهٔ ۷۰یارب این چاک گریبان ز چه باشد گل را
  5. شمارهٔ ۷۱شکست فتح بود بیدلان جنگ ترا
  6. شمارهٔ ۷۲گرفته از علم سروقد او پیش خیلی را
  7. شمارهٔ ۷۳تا چند کنی خون دل صاحب نظران را
  8. شمارهٔ ۷۴در سر کوی تو شب خاک بود بستر ما
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.