پرش به محتوای اصلی
صائب

صائب

غزلیات

۶,۹۹۵ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۶۱ کجا روشن شود چشم زلیخا بر تن یوسف؟
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۶۲ ز خط سبز شود بیش لعل دلبر صاف
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۶۳ مدار چشم ازین کور باطنان انصاف
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۶۴ ز تلخرویی دریاست بی نیاز صدف
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۶۵ زده است شرم لبت مهر بردهان صدف
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۶۶ ازبس که شد زلعل تو با آب و تاب حرف
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۶۷ معنی ز لفظ جوهر خود را عیان کند
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۶۸ هرکجا دلمرده‌ای را یافت احیا کرد عشق
  9. غزل شمارهٔ ۵۱۶۹ شوره زار خاک را یکسر گلستان کرد عشق
  10. غزل شمارهٔ ۵۱۷۰ می نماید صد گره را یک گره زنار عشق
  11. غزل شمارهٔ ۵۱۷۱ پر صدا شد چینی افلاک از فغفور عشق
  12. غزل شمارهٔ ۵۱۷۲ از پس صد پرده می تابد فروغ را ز عشق
  13. غزل شمارهٔ ۵۱۷۳ آتشین شد چهره خاک از می گلرنگ عشق
  14. غزل شمارهٔ ۵۱۷۴ از نقاب سنگ تابد شعله عریان عشق
  15. غزل شمارهٔ ۵۱۷۵ تیغ سیراب است موج بحر طوفان زای عشق
  16. غزل شمارهٔ ۵۱۷۶ نیست آب صافی خاطر روان در جوی خلق
  17. غزل شمارهٔ ۵۱۷۷ به هر طوفانی از جا در نیاید لنگر عاشق
  18. غزل شمارهٔ ۵۱۷۸ چه غم ازکار فرو بسته ما دارد عشق؟
  19. غزل شمارهٔ ۵۱۷۹ فتنه روز جزا درته سردارد عشق
  20. غزل شمارهٔ ۵۱۸۰ مشرق سینه چاک است در خانه عشق
  21. غزل شمارهٔ ۵۱۸۱ آسمان کهنه سبویی است ز میخانه عشق
  22. غزل شمارهٔ ۵۱۸۲ پای گستاخ منه بر در کاشانه عشق
  23. غزل شمارهٔ ۵۱۸۳ زبان مار بود خار آشیان فراق
  24. غزل شمارهٔ ۵۱۸۴ دل شکسته بود گوهر یگانه عشق
  25. غزل شمارهٔ ۵۱۸۵ جان آرمیده می‌شود از اضطراب عشق
  26. غزل شمارهٔ ۵۱۸۶ جان تازه می شود ز نسیم بهار عشق
  27. غزل شمارهٔ ۵۱۸۷ نتوان به پای سعی رسیدن به طور عشق
  28. غزل شمارهٔ ۵۱۸۸ قامت ز آه شرط بود در نماز عشق
  29. غزل شمارهٔ ۵۱۸۹ گردی است صبح ازنفس راستین عشق
  30. غزل شمارهٔ ۵۱۹۰ نقش و نگار مار بود سرنوشت خلق
  31. غزل شمارهٔ ۵۱۹۱ آزرده است گوشه نشین از وداع خلق
  32. غزل شمارهٔ ۵۱۹۲ در دل خلد چو تیر قضا هر ادای خلق
  33. غزل شمارهٔ ۵۱۹۳ صبح قیامت بود چاک گریبان عشق
  34. غزل شمارهٔ ۵۱۹۴ در زلف تو آویخت دل از قید علایق
  35. غزل شمارهٔ ۵۱۹۵ از ملامتگر ندارد یوسف بی جرم، باک
  36. غزل شمارهٔ ۵۱۹۶ عاشق سرگشته را از گردش دوران چه باک ؟
  37. غزل شمارهٔ ۵۱۹۷ زلف کافر کیش راز آزار دین چه باک ؟
  38. غزل شمارهٔ ۵۱۹۸ می‌توان با تازه‌رویان شد قرین از چشم پاک
  39. غزل شمارهٔ ۵۱۹۹ کیست آرد پشت گردون ستمگر را به خاک
  40. غزل شمارهٔ ۵۲۰۰ می شود خرج زمین چون میوه خام افتد به خاک
  41. غزل شمارهٔ ۵۲۰۱ زخمی تیغ شهادت زنده می خیزد ز خاک
  42. غزل شمارهٔ ۵۲۰۲ بیشتر شد حسرتم از خط آن محبوب خشک
  43. غزل شمارهٔ ۵۲۰۳ نشأه می گرچه نتوان یافتن از جام خشک
  44. غزل شمارهٔ ۵۲۰۴ نیست نم در جوی من چون گردن مینای خشک
  45. غزل شمارهٔ ۵۲۰۵ غوره من شد مویز از سردی دنیای خشک
  46. غزل شمارهٔ ۵۲۰۶ زخم ما را بستر آرام باشد از نمک
  47. غزل شمارهٔ ۵۲۰۷ قیمت خاک ندارد به نمکزار نمک
  48. غزل شمارهٔ ۵۲۰۸ نه شبنم است چمن را به روی آتشناک
  49. غزل شمارهٔ ۵۲۰۹ زبس که کرد نهان چرخ نقد جان درخاک
  50. غزل شمارهٔ ۵۲۱۰ کناره گیر ازین قوم بی مروت خشک
  51. غزل شمارهٔ ۵۲۱۱ بر من مریز اشک ترحم به زیر خاک
  52. غزل شمارهٔ ۵۲۱۲ از بس شدند زهره جبینان نهان به خاک
  53. غزل شمارهٔ ۵۲۱۳ جمعی که پیش خلق گذارند به خاک
  54. غزل شمارهٔ ۵۲۱۴ داده است بس که سینه صافم جلای اشک
  55. غزل شمارهٔ ۵۲۱۵ از خشک طینتان مطلب جز جواب خشک
  56. غزل شمارهٔ ۵۲۱۶ از ترزبانیم نشد آسوده کام خشک
  57. غزل شمارهٔ ۵۲۱۷ خامش نمی شوم چو جرس بادهان خشک
  58. غزل شمارهٔ ۵۲۱۸ دل را نکند گریه ز اندوه جهان پاک
  59. غزل شمارهٔ ۵۲۱۹ از گرد خط آن غنچه مستور شود خشک
  60. غزل شمارهٔ ۵۲۲۰ زلف تو نفس در جگر باد کند مشک

متن اشعار به نقل از گنجور.