پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۷۰

می نماید صد گره را یک گره زنار عشق

سبحه داران چون برون آیند ازبازار عشق؟

بوی این می آسمانها را به دور انداخته است

کیست تابرلب گذارد ساغر سرشار عشق؟

تخم راز عشق را در خاک کردن مشکل است

چون شرر از سنگ بیرون می جهد اسرار عشق

در سر هرذره ای اینجا هوای دیگرست

اختر ثابت ندارد چرخ خوش پرگار عشق

عشق ظاهر ساختن معشوق را کامل کند

ورنه عاشق رانباشد صرفه دراظهار عشق

لاله خورشید بی تقریب می سوزد نفس

سر فرو نارد به هر گل گوشه دستار عشق

می خورد ازسایه بال هما طبل گریز

برسر هرکس که افتد سایه دیوار عشق

چون توانم ازگل بی خار او دفتر گشود؟

می زند پهلو به مژگان غزالان خار عشق

شوق موسی نخل ایمن رابه حرف آورده بود

خامه صائب چرا بندد لب ازگفتار عشق؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۷۲از پس صد پرده می تابد فروغ را ز عشق
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۷۳آتشین شد چهره خاک از می گلرنگ عشق
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۷۴از نقاب سنگ تابد شعله عریان عشق
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۷۵تیغ سیراب است موج بحر طوفان زای عشق
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۷۶نیست آب صافی خاطر روان در جوی خلق
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۷۷به هر طوفانی از جا در نیاید لنگر عاشق
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۷۸چه غم ازکار فرو بسته ما دارد عشق؟
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۷۹فتنه روز جزا درته سردارد عشق
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.