پرش به محتوای اصلی
صائب

صائب

غزلیات

۶,۹۹۵ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۱ اگر نه مدِّ بسم‌الله بودی تاجِ عنوان‌ها
  2. غزل شمارهٔ ۲ آنچنان کز رفتن گل خار می‌ماند به جا
  3. غزل شمارهٔ ۳ نغمه آرام از من دیوانه می‌سازد جدا
  4. غزل شمارهٔ ۴ جان روشندل ز جسم مختصر باشد جدا
  5. غزل شمارهٔ ۵ شد به دشواری دل از لعل لب دلبر جدا
  6. غزل شمارهٔ ۶ خط نمی‌سازد مرا زان لعل جان‌پرور جدا
  7. غزل شمارهٔ ۷ با خودی هرگز نگردد دل ز درد و غم جدا
  8. غزل شمارهٔ ۸ گرچه باشند آن دو زلف مشکبار از هم جدا
  9. غزل شمارهٔ ۹ می‌شوند از سردمهری دوستان از هم جدا
  10. غزل شمارهٔ ۱۰ گرچه جان ما به ظاهر هست از جانان جدا
  11. غزل شمارهٔ ۱۱ می‌رسد هر دم مرا از چرخ آزاری جدا
  12. غزل شمارهٔ ۱۲ نیست از زخم زبان پروا دل بی تاب را
  13. غزل شمارهٔ ۱۳ چشمِ روشن می‌دهد از کف دلِ بی‌تاب را
  14. غزل شمارهٔ ۱۴ می‌توان در زلفِ او دیدن دلِ بی‌تاب را
  15. غزل شمارهٔ ۱۵ نم به دل نگذاشت خونم خنجرِ قصاب را
  16. غزل شمارهٔ ۱۶ غوطه در دریا دهد آتش‌عنانی آب را
  17. غزل شمارهٔ ۱۷ بوی پیراهن دلیلِ راه شد یعقوب را
  18. غزل شمارهٔ ۱۸ من ملایم کردم از آه آسمانِ سخت را
  19. غزل شمارهٔ ۱۹ تا توان کردن ز خونِ ما نگارین دست را
  20. غزل شمارهٔ ۲۰ از جهان تا رشته‌تابی دسترس باشد ترا
  21. غزل شمارهٔ ۲۱ یک نظر‌بازست نرگس چشمِ بیمارِ ترا
  22. غزل شمارهٔ ۲۲ رتبهٔ بالِ پری باشد پَرِ تیرِ تو را
  23. غزل شمارهٔ ۲۳ نیست چون بال و پری تا گِرد سر گردم تو را
  24. غزل شمارهٔ ۲۴ سخت می‌خواهم که در آغوشِ تنگ آرم تو را
  25. غزل شمارهٔ ۲۵ نیست سنگِ کم اگر در پلهٔ میزان تو را
  26. غزل شمارهٔ ۲۶ تشنهٔ خون کرد مستی چشمِ فتّانِ ترا
  27. غزل شمارهٔ ۲۷ می‌کند گلگل نگه رخسارِ خندانِ ترا
  28. غزل شمارهٔ ۲۸ خارِ ناسازست بویِ گل به پیراهن ترا
  29. غزل شمارهٔ ۲۹ خوابِ ناز از حسنِ روزافزون نشد سنگین ترا
  30. غزل شمارهٔ ۳۰ جنّتِ در‌بسته سازد مُهرِ خاموشی ترا
  31. غزل شمارهٔ ۳۱ نیست ممکن رام‌کردن چشمِ جادوی ترا
  32. غزل شمارهٔ ۳۲ صوفیان بردند از ره چشمِ جادوی ترا
  33. غزل شمارهٔ ۳۳ گر‌چه محجوب از نظر کرده‌ است بی‌جایی ترا
  34. غزل شمارهٔ ۳۴ حسنِ بی‌پروا به فرمانِ هوس باشد چرا؟
  35. غزل شمارهٔ ۳۵ جانِ عرشی، فرشِ در زندانِ تن باشد چرا؟
  36. غزل شمارهٔ ۳۶ چشم می‌پوشی ازان رخسارِ جان‌پرور چرا؟
  37. غزل شمارهٔ ۳۷ غیر حق را می‌دهی ره در حریمِ دل چرا؟
  38. غزل شمارهٔ ۳۸ در هوای کامِ دنیا می‌فشانی جان چرا؟
  39. غزل شمارهٔ ۳۹ در طلب سستی چو اربابِ هوس کردن چرا؟
  40. غزل شمارهٔ ۴۰ آهِ عالمسوز را در سینه دزدیدن چرا؟
  41. غزل شمارهٔ ۴۱ نیستی طفل، اینقدر بر خاک غلتیدن چرا؟
  42. غزل شمارهٔ ۴۲ مد احسان است بسم الله دیوان صبح را
  43. غزل شمارهٔ ۴۳ گریهٔ مستانه می‌سازم شرابِ تلخ را
  44. غزل شمارهٔ ۴۴ غمزه‌اش افزود در ایامِ خط بیداد را
  45. غزل شمارهٔ ۴۵ ره مده در خطِ مشکین، شانهٔ شمشاد را
  46. غزل شمارهٔ ۴۶ ره مده در خطِ مشکین، شانهٔ شمشاد را
  47. غزل شمارهٔ ۴۷ می‌گدازد خونِ گرمم نشترِ فَصّاد را
  48. غزل شمارهٔ ۴۸ از شکستِ ماست گردش، چرخِ بی‌بنیاد را
  49. غزل شمارهٔ ۴۹ چشمِ حیران ساخت رویش خطِ مُشک‌اندود را
  50. غزل شمارهٔ ۵۰ دل چِسان پیچد عنانِ آهِ دردآلود را؟
  51. غزل شمارهٔ ۵۱ نیست حاجت دیده‌بان حسنِ عتاب‌آلود را
  52. غزل شمارهٔ ۵۲ از عِذارِ او بپوشان دیدهٔ امید را
  53. غزل شمارهٔ ۵۳ نالهٔ من می‌زند ناخن به دل ناهید را
  54. غزل شمارهٔ ۵۴ تنگدستی راست سازد نفسِ کج‌رفتار را
  55. غزل شمارهٔ ۵۵ کجروی بال و پرِ سِیرَست بد کردار را
  56. غزل شمارهٔ ۵۶ آه می‌باشد مسلسل خاطرِ افگار را
  57. غزل شمارهٔ ۵۷ کم نسازد جامِ می زنگِ دلِ افگار را
  58. غزل شمارهٔ ۵۸ نیست غیر از آه، دلسوزی دلِ افگار را
  59. غزل شمارهٔ ۵۹ داد سیلِ گریه‌ٔ من غوطه در گِل بحر را
  60. غزل شمارهٔ ۶۰ عشق کو تا گرم سازد این دلِ رنجور را

متن اشعار به نقل از گنجور.