پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱

نیست حاجت دیده‌بان حسنِ عتاب‌آلود را

دور باش از خود بود حسن حجاب‌آلود را

پشت این تیغِ سیه‌تاب است از دم تیزتر

کیست بیند خیره آن مژگانِ خواب‌آلود را

نوشِ خالص را بوَد در چاشنی آماده‌ نیش

لذتِ دیگر بود لطفِ عتاب‌آلود را

در مذاقش شیشهٔ خشک است آبِ زندگی

هر که بوسیده است لب‌های شراب‌آلود را

می‌چکد آب [از] خطِ ریحانِ آن آتش‌عذار

گر‌چه باران نیست ابرِ آفتاب‌آلود را

تن به اقرارِ گناهِ کرده ده، آسوده شو

چند گویی عذرهای اضطراب‌آلود را

پردهٔ غفلت شود از خوابگاهِ نرم بیش

کی کند بیدار دامن پایِ خواب‌آلود را

راهِ ناهموار را سوهان بود آهستگی

پا به سنگ آید ز همواری شتاب‌آلود را

می‌کند کوته زبانِ لاف را روشندلی

کم بود پرتو چراغِ ماهتاب‌آلود را

دیدهٔ پاک است صائب شرطِ اربابِ نظر

چند بر مصحف نهی دستِ شراب‌آلود را؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳نالهٔ من می‌زند ناخن به دل ناهید را
  2. غزل شمارهٔ ۵۴تنگدستی راست سازد نفسِ کج‌رفتار را
  3. غزل شمارهٔ ۵۵کجروی بال و پرِ سِیرَست بد کردار را
  4. غزل شمارهٔ ۵۶آه می‌باشد مسلسل خاطرِ افگار را
  5. غزل شمارهٔ ۵۷کم نسازد جامِ می زنگِ دلِ افگار را
  6. غزل شمارهٔ ۵۸نیست غیر از آه، دلسوزی دلِ افگار را
  7. غزل شمارهٔ ۵۹داد سیلِ گریه‌ٔ من غوطه در گِل بحر را
  8. غزل شمارهٔ ۶۰عشق کو تا گرم سازد این دلِ رنجور را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.