پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴

تنگدستی راست سازد نفسِ کج‌رفتار را

پیچ و تاب از وسعتِ ره می‌فزاید مار را

یک جو از دل‌دردِ دیدن‌های رسمی برنداشت

پرسشِ ظاهر گرانتر می‌کند بیمار را

از سرِ خوانِ تهی سرپوش یک‌ جانب کند

هر سبک‌مغزی که بر سر کج نهد دستار را

از نصیحت کج‌نهادان برنگردند از کجی

راست نتوان کرد چون مایل شود، دیوار را

در عذابم بس که چون آیینه از نادیدنی

آیهٔ رحمت شمارم سبزهٔ زنگار را

کرد یکسر را ادا در روزگارِ بختِ ما

بود هر خواب قضایی دولتِ بیدار را

بوی گل در عذرخواهی از چمن بیرون دوید

باغبان گر بست بر رویم درِ گلزار را

کرد از داغِ عزیزان سینه‌ات را لاله‌زار

دوست می‌داری همان این عالمِ غدّار را

از صدف صد تشنه‌لب را سر به جانش می‌دهد

بحر اگر سیراب سازد ابرِ گوهربار را

آبِ کوثر جلوهٔ موجِ سرابی بیش نیست

در بیابانِ قیامت تشنهٔ دیدار را

برقرارِ دل بود صائب مدارِ دورِ عیش

نیست غیر از نقطهٔ دل مرکز این پرگار را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶آه می‌باشد مسلسل خاطرِ افگار را
  2. غزل شمارهٔ ۵۷کم نسازد جامِ می زنگِ دلِ افگار را
  3. غزل شمارهٔ ۵۸نیست غیر از آه، دلسوزی دلِ افگار را
  4. غزل شمارهٔ ۵۹داد سیلِ گریه‌ٔ من غوطه در گِل بحر را
  5. غزل شمارهٔ ۶۰عشق کو تا گرم سازد این دلِ رنجور را
  6. غزل شمارهٔ ۶۱نیست از سنگِ ملامت غم سرِ پر شور را
  7. غزل شمارهٔ ۶۲خط نسازد بی صفا آن عارضِ پر نور را
  8. غزل شمارهٔ ۶۳چون ز می افروختی آن عارضِ پر نور را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.