پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷

کم نسازد جامِ می زنگِ دلِ افگار را

داس صیقل ندرود این سبزهٔ زنگار را

در میان دارد دلِ تنگِ مرا سرگشتگی

بر سرِ این نقطه جولان است این پرگار را

دردسر خواهی کشیدن از هجومِ بلبلان

جلوه‌گاهِ گل مکن آن گوشهٔ دستار را

در دیارِ ما که کفر و دین ز یک سر‌رشته‌اند

سبحه در آغوش گیرد رشتهٔ زنّار را

از نظر‌بازی به مژگانِ سخن‌پردازِ او

آنچنان گشتم که می‌فهمم زبانِ مار را!

کار خامان می‌توان از پخته‌گویی ساختن

گرمیِ آتش کند کوته، زبانِ خار را

به که طفل اشکِ خود را رخصتِ بازی دهم

چند دارم در گره این اخترِ سیّار را

بر حریفان چون گوارا نیست صائب طرزِ تو

به که بفرستی به ایران نسخهٔ اشعار را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹داد سیلِ گریه‌ٔ من غوطه در گِل بحر را
  2. غزل شمارهٔ ۶۰عشق کو تا گرم سازد این دلِ رنجور را
  3. غزل شمارهٔ ۶۱نیست از سنگِ ملامت غم سرِ پر شور را
  4. غزل شمارهٔ ۶۲خط نسازد بی صفا آن عارضِ پر نور را
  5. غزل شمارهٔ ۶۳چون ز می افروختی آن عارضِ پر نور را
  6. غزل شمارهٔ ۶۴سهل مشمر همتِ پیرانِ با تدبیر را
  7. غزل شمارهٔ ۶۵سر به گردون می‌دهم این آهِ پُر تأثیر را
  8. غزل شمارهٔ ۶۶وصفِ زلفِ یار عاجز می‌کند تقریر را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.