پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹

داد سیلِ گریه‌ٔ من غوطه در گِل بحر را

گوهر از گَردِ یتیمی کرد ساحل بحر را

همتِ سرشار از بی سایلی خون می‌خورد

کز گهر باشد هزاران عقده در دل بحر را

عشقِ دریا‌دل نمی‌اندیشد از زخمِ زبان

کی خَلَد در دل خس و خاشاک ساحل بحر را

در غریبی کی فتند از جستجو روشندلان؟

در سفر‌کردن به جز خود نیست منزل بحر را

قاصدان از ابرِ گوهربار دارد هر طرف

کی کند دوری ز خاکِ خشک غافل بحر را

هر کجا دفتر گشاید دیدهٔ پر شورِ من

از نظرها افکند چون فردِ باطل بحر را

کی شود زنجیر صائب مانعِ شورِ جنون؟

موج نتواند کشیدن در سلاسل بحر را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱نیست از سنگِ ملامت غم سرِ پر شور را
  2. غزل شمارهٔ ۶۲خط نسازد بی صفا آن عارضِ پر نور را
  3. غزل شمارهٔ ۶۳چون ز می افروختی آن عارضِ پر نور را
  4. غزل شمارهٔ ۶۴سهل مشمر همتِ پیرانِ با تدبیر را
  5. غزل شمارهٔ ۶۵سر به گردون می‌دهم این آهِ پُر تأثیر را
  6. غزل شمارهٔ ۶۶وصفِ زلفِ یار عاجز می‌کند تقریر را
  7. غزل شمارهٔ ۶۷مُهرِ خاموشی کند کوته‌زبان تقریر را
  8. غزل شمارهٔ ۶۸خوب دارد زاهدِ شیاد، داروگیر را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.