پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲

خط نسازد بی صفا آن عارضِ پر نور را

از نسیمِ صبح پروا نیست شمعِ طور را

شکوه مُهرِ خاموشی می‌خواست گیرد از لبم

ریختم در شیشه باز این بادهٔ پر زور را

پا منه بیرون ز حدِ خویش تا بینا شوی

نیست حاجت با عصا در خانهٔ خود کور را

همچنان از خار خارِ دانه چشمش می‌پرد

گر بود زیرِ نگین مُلکِ سلیمان مور را

خرمنِ خود سوخت هر‌کس بی‌گناهان را گزید

نیش گردد آتش آخر خانهٔ زنبور را

ساحلِ دریای پر شورِ جهان، ترکِ خودی است

مهدِ آسایش بود دارِ فنا منصور را

از نظربازانِ خود غافل نگردد شرم حسن

روی دل در پرده باشد غنچهٔ مستور را

نیست صائب در جهان بی‌خودیِ بیمِ گزند

باده‌خواران نُقل می‌سازند چشمِ شور را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴سهل مشمر همتِ پیرانِ با تدبیر را
  2. غزل شمارهٔ ۶۵سر به گردون می‌دهم این آهِ پُر تأثیر را
  3. غزل شمارهٔ ۶۶وصفِ زلفِ یار عاجز می‌کند تقریر را
  4. غزل شمارهٔ ۶۷مُهرِ خاموشی کند کوته‌زبان تقریر را
  5. غزل شمارهٔ ۶۸خوب دارد زاهدِ شیاد، داروگیر را
  6. غزل شمارهٔ ۶۹چرب‌نرمی می‌کند کوته‌زبان شمشیر را
  7. غزل شمارهٔ ۷۰شد غرورِ حسن از خط بیش آن طناز را
  8. غزل شمارهٔ ۷۱از فغان شد سر‌گرانی بیش آن طناز را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.