پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۰

شد غرورِ حسن از خط بیش آن طناز را

بوی این ریحان گران‌تر کرد خوابِ ناز را

انتظارِ صید دارد زاهدان را گوشه‌گیر

نیست از سیری، ز دنیا چشم‌بستن باز را

در هوای رستگاری نیست بال‌افشانیم

می‌کنم از بال بیرون قوّتِ پرواز را

آنچنان کز برگِ گل گردید رسوا بوی گل

پردهٔ بسیارِ من بی‌پرده کرد این راز را

از هدف گردِ خدنگِ گرم‌رو ظاهر شود

هست خاکستر ز دلها شعلهٔ آواز را

نیست پروا عشق را از نخوتِ اربابِ عقل

مستیِ کبکان فزاید جرأتِ شهباز را

کرد صائب عیبجویان را به کم‌حرفی خموش

از خموشی شمع می‌بندد دهانِ گاز را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۲هر خسی قیمت نداند نالهٔ شبخیز را
  2. غزل شمارهٔ ۷۳نعل در آتش گدازد، روی گرمت بوس را
  3. غزل شمارهٔ ۷۴نیست از رازِ نهانِ من خبر جاسوس را
  4. غزل شمارهٔ ۷۵ننگِ کفرِ من به فریاد آورد ناقوس را
  5. غزل شمارهٔ ۷۶عشق کو تا چاک سازم جامهٔ ناموس را
  6. غزل شمارهٔ ۷۷پرده‌دارِ حرفِ دعوی کن لبِ خاموش را
  7. غزل شمارهٔ ۷۸بر جگر تا خورده‌ام نیشِ خمارِ نوش را
  8. غزل شمارهٔ ۷۹چند بتوان خاک زد در چشم، عقل و هوش را؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.