پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۲

هر خسی قیمت نداند نالهٔ شبخیز را

خسروی باید که داند قدر این شبدیز را

خامشی دریا و گفت و گو خس و خاشاکِ اوست

پاک‌کن از خار و خس این بحرِ گوهرخیز را

دفترِ گل را به آبِ چشم خواهد پاک شست

گر ببیند بلبل آن رخسارِ شبنم‌خیز را

تیزیِ مژگانِ او گفتم شود از خواب کم

خوابِ سنگین شد فسان آن دشنهٔ خونریز را

عشقِ خونخوار از دلِ پرخون فزون گیرد خبر

بیش دارد پاس ساقی ساغرِ لبریز را

شوکت شاهی سبک‌سنگ است در میزانِ عدل

عشق می‌گیرد به خونِ کوهکن پرویز را

در قیامت کشتهٔ ناز تو می‌غلطد به خون

برنیاید زود خون از زخم، تیغِ تیز را

در بهارِ سرخ‌رویی همچو جنّت غوطه داد

فکرِ رنگینِ تو صائب خطّهٔ تبریز را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۴نیست از رازِ نهانِ من خبر جاسوس را
  2. غزل شمارهٔ ۷۵ننگِ کفرِ من به فریاد آورد ناقوس را
  3. غزل شمارهٔ ۷۶عشق کو تا چاک سازم جامهٔ ناموس را
  4. غزل شمارهٔ ۷۷پرده‌دارِ حرفِ دعوی کن لبِ خاموش را
  5. غزل شمارهٔ ۷۸بر جگر تا خورده‌ام نیشِ خمارِ نوش را
  6. غزل شمارهٔ ۷۹چند بتوان خاک زد در چشم، عقل و هوش را؟
  7. غزل شمارهٔ ۸۰نوشِ این غمخانه در دنبال دارد نیش را
  8. غزل شمارهٔ ۸۱از صفای دل نباشد حاصلی درویش را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.