پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷

پرده‌دارِ حرفِ دعوی کن لبِ خاموش را

از دبستان بر‌میاور طفلِ بازیگوش را

مور بر خوانِ سلیمان خونِ خود را می‌خورد

خرمنِ گل مایهٔ حسرت بود آغوش را

نیست بر بالای دستِ خاکساری هیچ دست

خشتِ خُم می‌نوشد اول، بادهٔ سرجوش را

باغبان گل را کند سیراب از بهرِ گلاب

ساقی از می بهر‌بردن می‌فزاید هوش را

جز پشیمانی سخن‌چینی ندارد حاصلی

حلقهٔ بیرونِ در کُن در مجالس گوش را

مستی و مخموری عالم به هم آمیخته است

دور‌باش! نیش در دنبال باشد نوش را

این زمان در زیرِ بارِ کوهِ منت می‌روم

من که می‌دزدیدم از دستِ نوازش دوش را

گِردِ آن چاهِ زنخدان در زمانِ خط مگرد

بیشتر باشد خطر از چاه ها خس‌پوش را

بر سرِ بی مغز، صائب کسوتِ پشمین منه

از سرِ خوانِ تهی بردار این سرپوش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۹چند بتوان خاک زد در چشم، عقل و هوش را؟
  2. غزل شمارهٔ ۸۰نوشِ این غمخانه در دنبال دارد نیش را
  3. غزل شمارهٔ ۸۱از صفای دل نباشد حاصلی درویش را
  4. غزل شمارهٔ ۸۲صرفِ بیکاری مگردان روزگارِ خویش را
  5. غزل شمارهٔ ۸۳غوطه دادم در دلِ الماس داغِ خویش را
  6. غزل شمارهٔ ۸۴تر به اشکِ تلخ می‌سازم دِماغِ خویش را
  7. غزل شمارهٔ ۸۵من گرفتم ساختی پوشیده سالِ خویش را
  8. غزل شمارهٔ ۸۶من که خواهم محو از عالم نشانِ خویش را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.