پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۸

بر جگر تا خورده‌ام نیشِ خمارِ نوش را

می‌کنم با درد سودا بادهٔ سرجوش را

مُهر بر لب زن که در خون غوطه (ور هرگز نساخت)

زخمِ دندانِ پشیمانی لبِ خاموش را

چون صدف هر کس به غورِ بحرِ خاموشی رسید

کاسهٔ دریوزهٔ سیماب سازد گوش را

بازیِ همواریِ ظاهر مخور از دشمنان

نانِ سوزن‌دار پیش‌افکن سگِ خاموش را

ای ردا از دوشِ من بردار دستِ التفات

کرده‌ام وقفِ سبوی می‌پرستان دوش را

کِلکِ شکربار صائب بر سرِ شور آمده است

تنگ شکر ساز یکسر پرده‌های گوش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۰نوشِ این غمخانه در دنبال دارد نیش را
  2. غزل شمارهٔ ۸۱از صفای دل نباشد حاصلی درویش را
  3. غزل شمارهٔ ۸۲صرفِ بیکاری مگردان روزگارِ خویش را
  4. غزل شمارهٔ ۸۳غوطه دادم در دلِ الماس داغِ خویش را
  5. غزل شمارهٔ ۸۴تر به اشکِ تلخ می‌سازم دِماغِ خویش را
  6. غزل شمارهٔ ۸۵من گرفتم ساختی پوشیده سالِ خویش را
  7. غزل شمارهٔ ۸۶من که خواهم محو از عالم نشانِ خویش را
  8. غزل شمارهٔ ۸۷غنچه‌سان پر گل اگر خواهی دهانِ خویش را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.