پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۰

نوشِ این غمخانه در دنبال دارد نیش را

شکوه‌ای از تلخکامی نیست دوراندیش را

سوزِ دل از دست می‌گیرد عنانِ اختیار

شمع نتواند گره زد اشک و آهِ خویش را

خالِ مشکین است ازان سیبِ ذَقَن ظاهر شده؟

یا شبِ قدری است گِرد آورده نورِ خویش را

حاصلی غیر از جگر‌ خوردن ندارد راستی

نان به خون تر می‌شود صبحِ صداقت‌کیش را

پیشِ پای فکرِ رنگین هیچ راهی دور نیست

چون حنا یک شب به هندستان رساند خویش را

می‌رود از کوته‌اندیشی به استقبالِ مرگ

بی ضرورت می‌دواند هر که اسبِ خویش را

گر‌چه می‌سازند خود را دیگران در خانه جمع

گم کند در خانهٔ آیینه خودبین خویش را

پاسِ همراهانِ کاهل سنگِ راهِ من شده است

ور‌نه صائب من به منزل می‌رساندم خویش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲صرفِ بیکاری مگردان روزگارِ خویش را
  2. غزل شمارهٔ ۸۳غوطه دادم در دلِ الماس داغِ خویش را
  3. غزل شمارهٔ ۸۴تر به اشکِ تلخ می‌سازم دِماغِ خویش را
  4. غزل شمارهٔ ۸۵من گرفتم ساختی پوشیده سالِ خویش را
  5. غزل شمارهٔ ۸۶من که خواهم محو از عالم نشانِ خویش را
  6. غزل شمارهٔ ۸۷غنچه‌سان پر گل اگر خواهی دهانِ خویش را
  7. غزل شمارهٔ ۸۸حسن چون آرد به جنگِ دل سپاهِ خویش را
  8. غزل شمارهٔ ۸۹ساختم از قتل نادِم دلربای خویش را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.