پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸

خوب دارد زاهدِ شیاد، داروگیر را

دامِ دردانه است پنهان سبحهٔ تزویر را

در نشاط و خرمی، غافل نمی‌جوید سبب

زعفران حاجت نباشد خندهٔ تصویر را

نفسِ قابل را دمِ گرمی به اصلاح آورد

راست سازد گوشهٔ چشمی به یکدم تیر را

لال خواهی خصم را، گردآوری‌‌ کُن خویش را

کاین سپر دندانه می‌سازد دمِ شمشیر را

گردنِ رعنا غزالان را کند خط چربِ نرم

نی به ناخن می‌کند مورِ ضعیفی شیر را

نیست مجنونِ مرا پروایی از بندِ گران

آب سازد آتشِ سودای من زنجیر را

روی خاک از سایهٔ دستش نگارین گَشته بود

پیشتر زان کز نیام آرد برون شمشیر را

چرب‌نرمی کن که بارانِ ملایم می‌کند

چون گلِ بی‌خار صائب خارِ دامنگیر را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۰شد غرورِ حسن از خط بیش آن طناز را
  2. غزل شمارهٔ ۷۱از فغان شد سر‌گرانی بیش آن طناز را
  3. غزل شمارهٔ ۷۲هر خسی قیمت نداند نالهٔ شبخیز را
  4. غزل شمارهٔ ۷۳نعل در آتش گدازد، روی گرمت بوس را
  5. غزل شمارهٔ ۷۴نیست از رازِ نهانِ من خبر جاسوس را
  6. غزل شمارهٔ ۷۵ننگِ کفرِ من به فریاد آورد ناقوس را
  7. غزل شمارهٔ ۷۶عشق کو تا چاک سازم جامهٔ ناموس را
  8. غزل شمارهٔ ۷۷پرده‌دارِ حرفِ دعوی کن لبِ خاموش را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.