پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷

مُهرِ خاموشی کند کوته‌زبان تقریر را

این سپر دندانه می‌سازد دمِ شمشیر را

قامتِ خَم، نفس را هموار نتوانست کرد

از کجی، زورِ کمان بیرون نیارد تیر را

شد زبانِ شُکر از سودای او رگ در تنم

نیست از زندانِ یوسف شکوه‌ای زنجیر را

از سفیدی دیدهٔ یعقوب شد صبحِ امید

منزلی جز قصر‌شیرین نیست جویِ شیر را

در به دست‌آوردنِ زلفش مرا تقصیر نیست

این رهِ خوابیده کوته می‌کند شبگیر را

شیرمردان را نمی‌باشد به زینت التفات

نیست غیر از خون نگاری دست و پای شیر را

با علایق برنمی‌آیی، مجرّد شو که نیست

غیر عریانی علاج این خارِ دامنگیر را

تیرِ کج صائب همان بهتر که باشد در کمان

از جگر بیرون میاور آهِ بی‌تأثیر را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹چرب‌نرمی می‌کند کوته‌زبان شمشیر را
  2. غزل شمارهٔ ۷۰شد غرورِ حسن از خط بیش آن طناز را
  3. غزل شمارهٔ ۷۱از فغان شد سر‌گرانی بیش آن طناز را
  4. غزل شمارهٔ ۷۲هر خسی قیمت نداند نالهٔ شبخیز را
  5. غزل شمارهٔ ۷۳نعل در آتش گدازد، روی گرمت بوس را
  6. غزل شمارهٔ ۷۴نیست از رازِ نهانِ من خبر جاسوس را
  7. غزل شمارهٔ ۷۵ننگِ کفرِ من به فریاد آورد ناقوس را
  8. غزل شمارهٔ ۷۶عشق کو تا چاک سازم جامهٔ ناموس را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.