پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵

کجروی بال و پرِ سِیرَست بد کردار را

راستی سنگِ رهِ رفتار باشد مار را

کاش بندِ حیرتی بر دست گلچین می‌گذاشت

آن که می‌بندد به روی من درِ گلزار را

هر سری دارد درین بازار سودای دگر

هر کسی بندد به آیینِ دگر دستار را

می‌کند از طوقِ قمری دام‌ها در خاک، سرو

تا به دام آرد مگر آن سروِ خوش رفتار را

رشته‌ها همتاب چون شد، زود می‌گردد یکی

با میانِ اوست پیوندِ دگر زُنّار را

این سرِ زلفِ پریشانی که دارد بوی گل

می‌کند ناسور، زخمِ رخنهٔ دیوار را

یا خطِ عنبرفشان، یا زلفِ مشکین می‌شود

پای رفتن نیست دودِ آتشِ رخسار را

از فروغِ گوهرِ خود، زود صائب راز عشق

می‌گذارد نعل در آتش لبِ اظهار را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷کم نسازد جامِ می زنگِ دلِ افگار را
  2. غزل شمارهٔ ۵۸نیست غیر از آه، دلسوزی دلِ افگار را
  3. غزل شمارهٔ ۵۹داد سیلِ گریه‌ٔ من غوطه در گِل بحر را
  4. غزل شمارهٔ ۶۰عشق کو تا گرم سازد این دلِ رنجور را
  5. غزل شمارهٔ ۶۱نیست از سنگِ ملامت غم سرِ پر شور را
  6. غزل شمارهٔ ۶۲خط نسازد بی صفا آن عارضِ پر نور را
  7. غزل شمارهٔ ۶۳چون ز می افروختی آن عارضِ پر نور را
  8. غزل شمارهٔ ۶۴سهل مشمر همتِ پیرانِ با تدبیر را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.