پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰

دل چِسان پیچد عنانِ آهِ دردآلود را؟

زآتشِ سوزان عنانداری نیاید دود را

تشنگی در خواب ممکن نیست کم گردد ز آب

نیست سیرابی ز خون آن چشمِ خواب‌آلود را

از نصیحت خشکیِ سودا نگردد بر‌طرف

برنیارد آتشِ سوزان ز خامی عود را

مردمِ کم‌مایه را اسراف برقِ خرمن است

حفظ کن از پوچ‌گویی‌ها دَمِ معدود را

وقتِ بی‌برگی شود گوهرفشان از اشک، تاک

تنگدستی مانعِ ریزش نگردد جود را

حلقهٔ خط، چشمِ حیران شد به دورِ عارضش

آه ازین آتش که در زنجیر دارد دود را

سبز گردد از بناگوشِ بتان پیش از ذَقَن

خطِ عنبرفام، حسنِ عاقبت محمود را

شیشهٔ خشک است صائب در مذاقش آبِ خضر

هر که بوسیده است لب‌های شراب‌آلود را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲از عِذارِ او بپوشان دیدهٔ امید را
  2. غزل شمارهٔ ۵۳نالهٔ من می‌زند ناخن به دل ناهید را
  3. غزل شمارهٔ ۵۴تنگدستی راست سازد نفسِ کج‌رفتار را
  4. غزل شمارهٔ ۵۵کجروی بال و پرِ سِیرَست بد کردار را
  5. غزل شمارهٔ ۵۶آه می‌باشد مسلسل خاطرِ افگار را
  6. غزل شمارهٔ ۵۷کم نسازد جامِ می زنگِ دلِ افگار را
  7. غزل شمارهٔ ۵۸نیست غیر از آه، دلسوزی دلِ افگار را
  8. غزل شمارهٔ ۵۹داد سیلِ گریه‌ٔ من غوطه در گِل بحر را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.