پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹

چشمِ حیران ساخت رویش خطِ مُشک‌اندود را

آه ازین آتش که در زنجیر دارد دود را

غمزهٔ او می‌کند بیداد در ایامِ خط

زهر باشد بیشتر زنبورِ خاک‌آلود را

خالِ او در پردهٔ خط همچنان دل می‌برد

از اثر، شب نیست مانع اخترِ مسعود را

با کمندِ زلفِ پرچین، حسنِ مغرورِ ایاز

زود می‌آرد فرود از سرکشی محمود را

سینه را مجمر کنم تا دل تهی گردد ز آه

نیست بس یک روزن این غمخانهٔ پر دود را

نگسلد در زیر خاک از ماه، فیضِ آفتاب

نیست ممکن درنوردیدن بساطِ جوُد را

چرخِ آهن‌دل ز سوزِ دردمندان فارغ است

نیست در مِجمَر سرایت آه و دودِ عود را

می‌توانم عاشقان را کرد خون‌ها در جگر

پاک اگر سازی به خاکم تیغِ خون‌آلود را

می‌کنم صائب به کارِ چرخ، آهی عاقبت

چند دارم در جگر این تیغِ زهرآلود را؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱نیست حاجت دیده‌بان حسنِ عتاب‌آلود را
  2. غزل شمارهٔ ۵۲از عِذارِ او بپوشان دیدهٔ امید را
  3. غزل شمارهٔ ۵۳نالهٔ من می‌زند ناخن به دل ناهید را
  4. غزل شمارهٔ ۵۴تنگدستی راست سازد نفسِ کج‌رفتار را
  5. غزل شمارهٔ ۵۵کجروی بال و پرِ سِیرَست بد کردار را
  6. غزل شمارهٔ ۵۶آه می‌باشد مسلسل خاطرِ افگار را
  7. غزل شمارهٔ ۵۷کم نسازد جامِ می زنگِ دلِ افگار را
  8. غزل شمارهٔ ۵۸نیست غیر از آه، دلسوزی دلِ افگار را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.