پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸

از شکستِ ماست گردش، چرخِ بی‌بنیاد را

نیست غیر از دانه آب این آسیای باد را

آب شد پیکانِ او تا از دلِ گرمم گذشت

می‌گدازد نامهٔ من خامهٔ فولاد را

طوقِ قمری سروِ بستان را کمندِ وحدت است

نیست از زنجیر پروا مردمِ آزاد را

می کند هر کس که بر عمرِ سبکرو اعتماد

می‌گذارد بر سرِ ریگِ روان بنیاد را

سخت‌جانان را نمی‌گردد ملامت سنگِ راه

بیستون سنگِ فَسان شد تیشهٔ فرهاد را

ناله‌ام بسیار بی‌رحمانه بر آهنگ زد

سخت می‌ترسم به رحم‌ آرد دلِ صیاد را

قوّتِ دستِ دعا گردد ز بی‌برگی زیاد

هست در خشکی گشایش پنجهٔ شمشاد را

حاجتِ پا سنگ نبود، سنگ چون باشد تمام

بر غمِ خود چند افزایی غمِ اولاد را

چشم در صُنعِ الهی باز‌کن، لب را ببند

بهتر از خواندن بود، دیدن خطِ استاد را

سخت تر گردد گره هر‌گاه صائب تر شود

کی گشاید بادهٔ گلگون دلِ ناشاد را؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰دل چِسان پیچد عنانِ آهِ دردآلود را؟
  2. غزل شمارهٔ ۵۱نیست حاجت دیده‌بان حسنِ عتاب‌آلود را
  3. غزل شمارهٔ ۵۲از عِذارِ او بپوشان دیدهٔ امید را
  4. غزل شمارهٔ ۵۳نالهٔ من می‌زند ناخن به دل ناهید را
  5. غزل شمارهٔ ۵۴تنگدستی راست سازد نفسِ کج‌رفتار را
  6. غزل شمارهٔ ۵۵کجروی بال و پرِ سِیرَست بد کردار را
  7. غزل شمارهٔ ۵۶آه می‌باشد مسلسل خاطرِ افگار را
  8. غزل شمارهٔ ۵۷کم نسازد جامِ می زنگِ دلِ افگار را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.