پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷

می‌گدازد خونِ گرمم نشترِ فَصّاد را

می‌کند از آب عریان، دشنهٔ فولاد را

سرو از قمری به سر صد مشتِ خاکستر فشاند

تا به سنبل راه‌ دادی شانهٔ شمشاد را

این گلِ روی عرقناکی که من دیدم ازو

دستهٔ گل می‌کند آیینهٔ فولاد را

چرخ را آرامگاهِ عافیت پنداشتم

آشیان کردم تصّور، خانهٔ صیاد را

گر‌چه بی رحم است اما بی‌بصیرت نیست حسن

نعلِ گلگون می‌نماید تیشهٔ فرهاد را

باز صائب عندلیبان را به شور آورده‌ای

بر هم‌آوازانِ خود مپسند این بیداد را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹چشمِ حیران ساخت رویش خطِ مُشک‌اندود را
  2. غزل شمارهٔ ۵۰دل چِسان پیچد عنانِ آهِ دردآلود را؟
  3. غزل شمارهٔ ۵۱نیست حاجت دیده‌بان حسنِ عتاب‌آلود را
  4. غزل شمارهٔ ۵۲از عِذارِ او بپوشان دیدهٔ امید را
  5. غزل شمارهٔ ۵۳نالهٔ من می‌زند ناخن به دل ناهید را
  6. غزل شمارهٔ ۵۴تنگدستی راست سازد نفسِ کج‌رفتار را
  7. غزل شمارهٔ ۵۵کجروی بال و پرِ سِیرَست بد کردار را
  8. غزل شمارهٔ ۵۶آه می‌باشد مسلسل خاطرِ افگار را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.