پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲

از عِذارِ او بپوشان دیدهٔ امید را

تکمه از شبنم مکن پیراهنِ خورشید را

در بهشتِ عافیت افتادم از بی حاصلی

شد حصاری بی بری از سنگِ طفلان بید را

نورِ معنی می‌درخشد از جبینِ لفظِ من

بالِ خفاشی چه ستاری کند خورشید را

جام را بهر تُنُک‌ظرفان به دور انداخته است

هیچ حقّی نیست بر دریاکشان جمشید را

چون دلِ شب می زنم صائب بر آهنگِ فغان

می‌کشانم بر زمین از آسمان ناهید را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴تنگدستی راست سازد نفسِ کج‌رفتار را
  2. غزل شمارهٔ ۵۵کجروی بال و پرِ سِیرَست بد کردار را
  3. غزل شمارهٔ ۵۶آه می‌باشد مسلسل خاطرِ افگار را
  4. غزل شمارهٔ ۵۷کم نسازد جامِ می زنگِ دلِ افگار را
  5. غزل شمارهٔ ۵۸نیست غیر از آه، دلسوزی دلِ افگار را
  6. غزل شمارهٔ ۵۹داد سیلِ گریه‌ٔ من غوطه در گِل بحر را
  7. غزل شمارهٔ ۶۰عشق کو تا گرم سازد این دلِ رنجور را
  8. غزل شمارهٔ ۶۱نیست از سنگِ ملامت غم سرِ پر شور را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.