پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴

غمزه‌اش افزود در ایامِ خط بیداد را

زنگِ زهرِ جانستان شد تیغِ این جلّاد را

حسن بی‌‌رحم است، ورنه دودِ تلخِ آهِ من

آب گرداند به چشم آیینهٔ فولاد را

ساده‌لوحی بین که می‌خواهم شکارِ من شود

حلقهٔ چشمی که در دام آورد صیاد را

آتشین‌رویی که من در زلفِ او دل‌بسته‌ام

پنجهٔ خورشید سازد شانهٔ شمشاد را

پنجهٔ مژگانِ گیرایی که من دیدم ازو

زر ز دست‌افشار سازد بیضهٔ فولاد را

آتشِ گُل گر به این دستور گردد شعله‌ور

سرمه سازد در گلوی بلبلان فریاد را

صائب از روی ارادت هر که تن در کار داد

می‌کند دستِ نوازش سیلیِ استاد را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶ره مده در خطِ مشکین، شانهٔ شمشاد را
  2. غزل شمارهٔ ۴۷می‌گدازد خونِ گرمم نشترِ فَصّاد را
  3. غزل شمارهٔ ۴۸از شکستِ ماست گردش، چرخِ بی‌بنیاد را
  4. غزل شمارهٔ ۴۹چشمِ حیران ساخت رویش خطِ مُشک‌اندود را
  5. غزل شمارهٔ ۵۰دل چِسان پیچد عنانِ آهِ دردآلود را؟
  6. غزل شمارهٔ ۵۱نیست حاجت دیده‌بان حسنِ عتاب‌آلود را
  7. غزل شمارهٔ ۵۲از عِذارِ او بپوشان دیدهٔ امید را
  8. غزل شمارهٔ ۵۳نالهٔ من می‌زند ناخن به دل ناهید را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.