پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳

گریهٔ مستانه می‌سازم شرابِ تلخ را

می‌کنم چون ابر مروارید آبِ تلخ را

زاهدانِ طفل‌مشرب، اُمتِ شیرینی‌اند

می‌کنم در کار مستان این شرابِ تلخ را

عاشقِ حیران چه می‌داند عِتاب و لطف چیست؟

می‌خورد چون آبِ شیرین ریگ آبِ تلخ را

بادهٔ روشن علاجِ ظلمتِ غم می‌کند

می‌شکافد تیغ برق از هم سحابِ تلخ را

تا کی از بیمِ اجل عمرم به تلخی بگذرد؟

می‌کنم شیرین به خود یک چشم خوابِ تلخ را

تا به تلخی‌های زهرِ چشمِ او خو کرده‌ام

می‌شمارم بادهٔ شیرین، جوابِ تلخ را

بس که صائب دیده‌ام تلخی ازین شکّر‌لَبان

می‌شمارم خندهٔ شیرین، عتابِ تلخ را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵ره مده در خطِ مشکین، شانهٔ شمشاد را
  2. غزل شمارهٔ ۴۶ره مده در خطِ مشکین، شانهٔ شمشاد را
  3. غزل شمارهٔ ۴۷می‌گدازد خونِ گرمم نشترِ فَصّاد را
  4. غزل شمارهٔ ۴۸از شکستِ ماست گردش، چرخِ بی‌بنیاد را
  5. غزل شمارهٔ ۴۹چشمِ حیران ساخت رویش خطِ مُشک‌اندود را
  6. غزل شمارهٔ ۵۰دل چِسان پیچد عنانِ آهِ دردآلود را؟
  7. غزل شمارهٔ ۵۱نیست حاجت دیده‌بان حسنِ عتاب‌آلود را
  8. غزل شمارهٔ ۵۲از عِذارِ او بپوشان دیدهٔ امید را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.