پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵

ره مده در خطِ مشکین، شانهٔ شمشاد را

نیست حاجت حک و اصلاحی خطِ استاد را

نیست ممکن یک نظر خود را تواند سیر دید

گر کند آیینه شیرین تیشهٔ فرهاد را

طوقِ منّت، گردنِ فرمانبران را لایق است

ترکِ احسان است احسان مردمِ آزاد را

شاد باشید ای نوآموزان که روی سختِ من

توبه داد از سخت‌رویی سیلیِ استاد را

زخمیانِ تیغِ او بر یکدگر دارند رشک

گر‌چه خط یکدست باشد خامهٔ فولاد را

چون گره تر شد، به آسانی گشودن مشکل است

باده هیهات است بگشاید دلِ ناشاد را

ساعتِ سنگین نگیرد پیشِ سیلِ حادثات

از سبک‌مغزی چه محکم می‌کنی بنیاد را؟

پایداری نیست در آب و گِل بنیادِ ظلم

می‌کند ویران نسیمی خانهٔ صیاد را

یک ره ای آتش به فریادِ سپندِ من برس

در گره تا چند بندم ناله و فریاد را

امتحان‌کردن سپهرِ آهنین‌دل را بس است

چند بر دندان زنی این بیضهٔ فولاد را

عقل در اصلاحِ ما بیهوده کوشش می‌کند

نیست پروای پدر، مجنونِ مادرزاد را

می کند خاکِ بیابانِ عدم را توتیا

هر که صائب دیده باشد عالمِ ایجاد را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷می‌گدازد خونِ گرمم نشترِ فَصّاد را
  2. غزل شمارهٔ ۴۸از شکستِ ماست گردش، چرخِ بی‌بنیاد را
  3. غزل شمارهٔ ۴۹چشمِ حیران ساخت رویش خطِ مُشک‌اندود را
  4. غزل شمارهٔ ۵۰دل چِسان پیچد عنانِ آهِ دردآلود را؟
  5. غزل شمارهٔ ۵۱نیست حاجت دیده‌بان حسنِ عتاب‌آلود را
  6. غزل شمارهٔ ۵۲از عِذارِ او بپوشان دیدهٔ امید را
  7. غزل شمارهٔ ۵۳نالهٔ من می‌زند ناخن به دل ناهید را
  8. غزل شمارهٔ ۵۴تنگدستی راست سازد نفسِ کج‌رفتار را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.