پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴

می‌توان در زلفِ او دیدن دلِ بی‌تاب را

پرده‌‌پوشی چون کند شب گوهرِ شب‌تاب را

غیرتِ طاقِ دلاویزِ خمِ ابروی او

همچو ناخن می‌خراشد سینهٔ محراب را

دیدهٔ حسرت عنانِ عمر نتواند گرفت

هیچ دامی مانع از جولان نگردد آب را

چون عنان‌داری کنم دل را، که چشمِ شوخِ او

شهپرِ پرواز می‌گردد دل‌ِ بی‌‌تاب را

در لباسِ عاریت چون ابر آرامش مجو

برق زیرِ پوست باشد جامهٔ سنجاب را

خاکیان را بحرِ رحمت می‌کند روشنگری

موجهٔ دریاست صیقل، ظلمتِ سیلاب را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶غوطه در دریا دهد آتش‌عنانی آب را
  2. غزل شمارهٔ ۱۷بوی پیراهن دلیلِ راه شد یعقوب را
  3. غزل شمارهٔ ۱۸من ملایم کردم از آه آسمانِ سخت را
  4. غزل شمارهٔ ۱۹تا توان کردن ز خونِ ما نگارین دست را
  5. غزل شمارهٔ ۲۰از جهان تا رشته‌تابی دسترس باشد ترا
  6. غزل شمارهٔ ۲۱یک نظر‌بازست نرگس چشمِ بیمارِ ترا
  7. غزل شمارهٔ ۲۲رتبهٔ بالِ پری باشد پَرِ تیرِ تو را
  8. غزل شمارهٔ ۲۳نیست چون بال و پری تا گِرد سر گردم تو را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.