پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲

رتبهٔ بالِ پری باشد پَرِ تیرِ تو را

شوخی چشمِ غزالان است زِهگیر تو را

می‌شود سرسبز از عمرِ ابد، آن را که کِشت

داده‌اند از چشمهٔ خضر، آبِ شمشیر تو را

چرخ نتواند نگاهِ کج به مجنونِ تو کرد

شیر می‌بوسد زمین از دور، نخجیر تو را

شاهدِ گویاست بر حسنِ تمام، اجزای تو

نا‌تمامی، در کفِ نقاش، تصویر تو را

وه چه سلطانی، که بر گردن عزیزِ مصر را

منّتِ زلفِ گره‌گیرست زنجیر تو را

حسنِ دوراندیش آماده‌ست از خط گِردِ مشک

تا کند در منتهای حسن، تعمیر تو را

می‌شمارد گوهرِ شه‌وار را اشکِ یتیم

قلبِ صائب چون فریبد دیدهٔ سیر تو را؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴سخت می‌خواهم که در آغوشِ تنگ آرم تو را
  2. غزل شمارهٔ ۲۵نیست سنگِ کم اگر در پلهٔ میزان تو را
  3. غزل شمارهٔ ۲۶تشنهٔ خون کرد مستی چشمِ فتّانِ ترا
  4. غزل شمارهٔ ۲۷می‌کند گلگل نگه رخسارِ خندانِ ترا
  5. غزل شمارهٔ ۲۸خارِ ناسازست بویِ گل به پیراهن ترا
  6. غزل شمارهٔ ۲۹خوابِ ناز از حسنِ روزافزون نشد سنگین ترا
  7. غزل شمارهٔ ۳۰جنّتِ در‌بسته سازد مُهرِ خاموشی ترا
  8. غزل شمارهٔ ۳۱نیست ممکن رام‌کردن چشمِ جادوی ترا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.