پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶

تشنهٔ خون کرد مستی چشمِ فتّانِ ترا

خوابِ سنگین شد فسانی تیغِ مژگانِ ترا

این لطافت نیست هرگز میوهٔ فردوس را

می‌توان خوردن به لب سیبِ زنخدانِ ترا

حلقه‌ها در گوشِ سرو از طوقِ قمری می‌کِشد

گر به گلشن ره فتد سروِ خرامانِ ترا

دیدهٔ شبنم که در پیراهنِ گل محرم است

حلقهٔ بیرونِ در باشد گلستانِ ترا

چون نباشم چشم بر راهِ نسیمِ التفات؟

من که پروردم به آبِ چشم، ریحانِ ترا

قدرِ من این بس که چون ابرِ بهار از آبِ چشم

تازه دارم خارِ دیوارِ گلستانِ ترا

گرچه افکارِ تو صائب سر به سر سنجیده است

این غزل مشهور خواهد کرد دیوانِ ترا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸خارِ ناسازست بویِ گل به پیراهن ترا
  2. غزل شمارهٔ ۲۹خوابِ ناز از حسنِ روزافزون نشد سنگین ترا
  3. غزل شمارهٔ ۳۰جنّتِ در‌بسته سازد مُهرِ خاموشی ترا
  4. غزل شمارهٔ ۳۱نیست ممکن رام‌کردن چشمِ جادوی ترا
  5. غزل شمارهٔ ۳۲صوفیان بردند از ره چشمِ جادوی ترا
  6. غزل شمارهٔ ۳۳گر‌چه محجوب از نظر کرده‌ است بی‌جایی ترا
  7. غزل شمارهٔ ۳۴حسنِ بی‌پروا به فرمانِ هوس باشد چرا؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۵جانِ عرشی، فرشِ در زندانِ تن باشد چرا؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.