پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵

نیست سنگِ کم اگر در پلهٔ میزان تو را

کعبه و بتخانه باشد در نظر یکسان تو را

تا نبندی رخنهٔ چشم و دهان و گوش را

از درونِ دل نجوشد چشمهٔ حیوان تو را

همرهانِ سست در راهِ طلب سنگِ رهند

دل مخور، افتاد در پیری اگر دندان تو را

گرچه نگذارد کمان از خانهٔ خود پا برون

قامتِ خَم ساخت در پیری سبک جولان تو را

گوشمال آخر شود دستِ نوازش ساز را

سر مکش گر گوشمالی می‌دهد دوران تو را

نیست بی جمعیتِ خاطر تلاوت را ثمر

می‌شود سی پاره دل در خواندنِ قرآن تو را

از خجالت می‌شود هر دم به رنگی چهره‌ات

بس کز الوانِ گنه، آلوده شد دامان تو را

صبح زد از خنده‌رویی غوطه در خونِ شفق

تا چه گلها بشکفد از چهرهٔ خندان تو را

سوده شد از خوردنِ نان گرچه دندان‌های تو

چشمِ کوته‌بین پرد باز از برای نان تو را

چون به زیرِ خاک خواهی خفت، کز بس سرکشی

می‌فشانی گر نشیند گَرد بر دامان تو را

گر نشویی صائب از اشکِ ندامت روی خویش

جز سیه‌رویی نباشد حاصل از دیوان تو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷می‌کند گلگل نگه رخسارِ خندانِ ترا
  2. غزل شمارهٔ ۲۸خارِ ناسازست بویِ گل به پیراهن ترا
  3. غزل شمارهٔ ۲۹خوابِ ناز از حسنِ روزافزون نشد سنگین ترا
  4. غزل شمارهٔ ۳۰جنّتِ در‌بسته سازد مُهرِ خاموشی ترا
  5. غزل شمارهٔ ۳۱نیست ممکن رام‌کردن چشمِ جادوی ترا
  6. غزل شمارهٔ ۳۲صوفیان بردند از ره چشمِ جادوی ترا
  7. غزل شمارهٔ ۳۳گر‌چه محجوب از نظر کرده‌ است بی‌جایی ترا
  8. غزل شمارهٔ ۳۴حسنِ بی‌پروا به فرمانِ هوس باشد چرا؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.