پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸

من ملایم کردم از آه آسمانِ سخت را

نرم از آتش می‌توان کردن کمانِ سخت را

سختیِ ایام را مردن تلافی می‌کند

عذرخواهی هست چون مغز استخوانِ سخت را

گر نمی‌گردید پیدا، مصرفی چون بیستون

ما چه می‌کردیم چون فرهاد، جانِ سخت را

سختیی کان نیست ذاتی، زود زایل می‌شود

می توان کردن به آبی نرم، نانِ سخت را

نرمتر از مغز گردانید در کامِ هما

زورِ بازویِ قناعت، استخوانِ سخت را

نیست حرفِ نرم را تأثیر در آهن‌دلان

ناوک از فولاد می‌باید نشانِ سخت را

قسمتِ منصور از دارِ فنا خمیازه بود

من کشیدم گوش تا گوش این کمانِ سخت را

نالهٔ گرمی اگر صائب به فریادم رسد

می کنم نرم آن دلِ نامهربانِ سخت را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰از جهان تا رشته‌تابی دسترس باشد ترا
  2. غزل شمارهٔ ۲۱یک نظر‌بازست نرگس چشمِ بیمارِ ترا
  3. غزل شمارهٔ ۲۲رتبهٔ بالِ پری باشد پَرِ تیرِ تو را
  4. غزل شمارهٔ ۲۳نیست چون بال و پری تا گِرد سر گردم تو را
  5. غزل شمارهٔ ۲۴سخت می‌خواهم که در آغوشِ تنگ آرم تو را
  6. غزل شمارهٔ ۲۵نیست سنگِ کم اگر در پلهٔ میزان تو را
  7. غزل شمارهٔ ۲۶تشنهٔ خون کرد مستی چشمِ فتّانِ ترا
  8. غزل شمارهٔ ۲۷می‌کند گلگل نگه رخسارِ خندانِ ترا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.