پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷

بوی پیراهن دلیلِ راه شد یعقوب را

هست از طالب فزون دردِ طلب مطلوب را

کاه را بال و پرِ پرواز گردد کهربا

نیست در دست اختیاری سالکِ مجذوب را

حسن را از دیده‌های پاک نبود سرکشی

می‌کشد آیینه بی‌ مانع به بر محبوب را

بوته خاری است جنت محو دیدار ترا

سیر‌چشمی می‌کند مکروه هر مرغوب را

بی‌قراری می‌شود بال و پرِ موجِ خطر

نیست جز تسلیم لنگر، بحرِ پر آشوب را

دید تا دردِ گران‌سنگِ منِ بی صبر را

شد زبانِ شکر امواجِ بلا ایوب را

از شکستن می‌شود پوشیده در دل رازِ عشق

پاره کردن می‌کند سربسته این مکتوب را

پیشِ روشن‌گوهران یک جلوه دارد خار و گل

کی کند صائب تمیز آیینه زشت و خوب را؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹تا توان کردن ز خونِ ما نگارین دست را
  2. غزل شمارهٔ ۲۰از جهان تا رشته‌تابی دسترس باشد ترا
  3. غزل شمارهٔ ۲۱یک نظر‌بازست نرگس چشمِ بیمارِ ترا
  4. غزل شمارهٔ ۲۲رتبهٔ بالِ پری باشد پَرِ تیرِ تو را
  5. غزل شمارهٔ ۲۳نیست چون بال و پری تا گِرد سر گردم تو را
  6. غزل شمارهٔ ۲۴سخت می‌خواهم که در آغوشِ تنگ آرم تو را
  7. غزل شمارهٔ ۲۵نیست سنگِ کم اگر در پلهٔ میزان تو را
  8. غزل شمارهٔ ۲۶تشنهٔ خون کرد مستی چشمِ فتّانِ ترا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.