پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱

اگر نه مدِّ بسم‌الله بودی تاجِ عنوان‌ها

نگشتی تا قیامت نوْ خطِ شیرازه دیوان‌ها

نه‌ تنها کعبه صحرایی‌ست دارد کعبهٔ دل هم

به گِردِ خویشتن از وسعتِ مشرب، بیابان‌ها

به فکرِ نیستیْ هرگز نمی‌اُفتند مغروران

اگرچه صورتِ مِقراضْ «لا» دارد گریبان‌ها

سرِ شوریده‌ای آورده‌ام از وادیِ مجنون

تُهی سازید از سنگِ مَلامت جِیب و دامان‌ها

حیاتِ جاودان خواهیْ به صحرایِ قناعت رو

که دارد یادِ هر موری، در آن وادی سلیمان‌ها

گلستانِ سخن را تازه‌رو دارد، لبِ خشکم

کِه جز من می‌رساند در سُفالِ خشک، ریحان‌ها؟

نمی‌بینی زِ اِستغنا به زیرِ پا نمی‌دانی

که آخر می‌شود خارِ سرِ دیوار، مژگان‌ها

کدامین نعمتِ اَلوان بُوَد در خاکْ غیر از خون؟

زِ خِجلَت برنمی‌دارد فَلَک سرپوشِ این خوان‌ها

چنان از فکرِ صائب شور افتاده‌ست در عالم

که مرغان این سخن دارند با همْ در گلستان‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳نغمه آرام از من دیوانه می‌سازد جدا
  2. غزل شمارهٔ ۴جان روشندل ز جسم مختصر باشد جدا
  3. غزل شمارهٔ ۵شد به دشواری دل از لعل لب دلبر جدا
  4. غزل شمارهٔ ۶خط نمی‌سازد مرا زان لعل جان‌پرور جدا
  5. غزل شمارهٔ ۷با خودی هرگز نگردد دل ز درد و غم جدا
  6. غزل شمارهٔ ۸گرچه باشند آن دو زلف مشکبار از هم جدا
  7. غزل شمارهٔ ۹می‌شوند از سردمهری دوستان از هم جدا
  8. غزل شمارهٔ ۱۰گرچه جان ما به ظاهر هست از جانان جدا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.