پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰

آهِ عالمسوز را در سینه دزدیدن چرا؟

برق را پیراهنِ فانوس پوشیدن چرا

در میانِ رفته و آینده داری یک نفس

اینقدر هنگامه بر یک دم فرو‌چیدن چرا

جامه‌ای کز تن نروید، رزقِ مقراضِ فناست

بر لباسِ عاریت چون خار چسبیدن چرا

فوت شد گر از تو دنیا، دشمنی در خاک رفت

دست بر دست از سرِ افسوس مالیدن چرا

از حباب و موج، دریا می‌دهد تاج و کمر

بر سرِ این خرقهٔ صد پاره لرزیدن چرا

دستِ افسوسی است هر برگی که می‌روید ز شاخ

در چنین ماتم‌سرایی، هرزه‌خندیدن چرا

چیست دنیا تا به آن آلوده سازی دست خویش؟

بر سرِ خوانِ سلیمان کاسه‌لیسیدن چرا

آبِ حیوان در عقیقِ صبر پنهان کرده‌اند

این چنین آبِ گوارایی ننوشیدن چرا

در چنین وقتی که خوانِ فیض گسترده است صبح

چون گرانجانان ز جای خود نجنبیدن چرا

زین گلستان عاقبت چون باد می‌باید گذشت

بر درختی هر زمان چون تاک‌پیچیدن چرا

ترکِ کوشش دامنِ منزل به دست‌آوردن است

راهِ خود را دور می‌سازی ز کوشیدن چرا

درخورِ تلخی است صائب هر دوا را خاصیت

از سرِ رغبت حدیثِ تلخ نشنیدن چرا؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲مد احسان است بسم الله دیوان صبح را
  2. غزل شمارهٔ ۴۳گریهٔ مستانه می‌سازم شرابِ تلخ را
  3. غزل شمارهٔ ۴۴غمزه‌اش افزود در ایامِ خط بیداد را
  4. غزل شمارهٔ ۴۵ره مده در خطِ مشکین، شانهٔ شمشاد را
  5. غزل شمارهٔ ۴۶ره مده در خطِ مشکین، شانهٔ شمشاد را
  6. غزل شمارهٔ ۴۷می‌گدازد خونِ گرمم نشترِ فَصّاد را
  7. غزل شمارهٔ ۴۸از شکستِ ماست گردش، چرخِ بی‌بنیاد را
  8. غزل شمارهٔ ۴۹چشمِ حیران ساخت رویش خطِ مُشک‌اندود را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.