پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۷۴

از نقاب سنگ تابد شعله عریان عشق

پرده چون پوشد کسی بر سوزش پنهان عشق؟

در کف موجی فتد هر خشت یونان خرد

از تنور دل برآرد جوش چون طوفان عشق

صبر و طاقت راکه پشت عقل بر کوه است ازو

با شرر هم رقص سازد آتش سوزان عشق

بگذر از سر تا حیات جاودان یابی، که هست

تیغ زهرآلود خضر چشمه حیوان عشق

عاشقی، نقش تعلق از ضمیر دل بشوی

فلس بر پیکر ندارد ماهی عمان عشق

عشق شوری نیست کز مردن ز سر بیرون رود

سر کشد چون گردباد از خاک سرگردان عشق

من کدامین ذره‌ام صائب که وصف او کنم ؟

گوی گردون را خلاصی نیست از چوگان عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۷۶نیست آب صافی خاطر روان در جوی خلق
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۷۷به هر طوفانی از جا در نیاید لنگر عاشق
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۷۸چه غم ازکار فرو بسته ما دارد عشق؟
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۷۹فتنه روز جزا درته سردارد عشق
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۸۰مشرق سینه چاک است در خانه عشق
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۸۱آسمان کهنه سبویی است ز میخانه عشق
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۸۲پای گستاخ منه بر در کاشانه عشق
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۸۳زبان مار بود خار آشیان فراق
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.