پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۸۳

زبان مار بود خار آشیان فراق

که باد جلوه گه برق، خانمان فراق

چو آفتاب زبانهای آتشین خواهم

که الامان زنم از تیغ بی امان فراق

هزار شق شود از درد همچو خامه موی

زبان خامه فولاد از بیان فراق

چو برگ لاله شود داغدار پرده گوش

شود چو گرم سخن آتشین زبان فراق

حبابش از سر نوح است و موجش ازدم تیغ

برون میار سراز بحر بیکران فراق

نهشت با کمرش دست درمیان آریم

که بشکند کمر دوری و میان فراق

چو موج محو شدم در محیط وصل و هنوز

به روی بحر کشم مد داستان فراق

نمی رسد به پریشانیم، اگر صائب

ز تار زلف کنم مد داستان فراق

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۸۵جان آرمیده می‌شود از اضطراب عشق
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۸۶جان تازه می شود ز نسیم بهار عشق
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۸۷نتوان به پای سعی رسیدن به طور عشق
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۸۸قامت ز آه شرط بود در نماز عشق
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۸۹گردی است صبح ازنفس راستین عشق
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۹۰نقش و نگار مار بود سرنوشت خلق
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۹۱آزرده است گوشه نشین از وداع خلق
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۹۲در دل خلد چو تیر قضا هر ادای خلق
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.