پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۹۱

آزرده است گوشه نشین از وداع خلق

غافل که اتصال حق است انقطاع خلق

در اختلاط خلق ضررهاست، زینهار

بگذر ز خلق و صحبت بی انتفاع خلق

جانسوزتر ز مرگ طبیعی است فوت وقت

کاین انقطاع حق بود آن انقطاع خلق

بر اجتماع خلق مکن تکیه کز غرور

گوساله را خدای کند اجتماع خلق

صائب به یاد حق ز جهان صلح کرده ایم

فارغ نشسته ایم ز صلح و نزاع خلق

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۹۳صبح قیامت بود چاک گریبان عشق
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۹۴در زلف تو آویخت دل از قید علایق
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۹۵از ملامتگر ندارد یوسف بی جرم، باک
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۹۶عاشق سرگشته را از گردش دوران چه باک ؟
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۹۷زلف کافر کیش راز آزار دین چه باک ؟
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۹۸می‌توان با تازه‌رویان شد قرین از چشم پاک
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۹۹کیست آرد پشت گردون ستمگر را به خاک
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۰۰می شود خرج زمین چون میوه خام افتد به خاک
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.