پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۹۹

کیست آرد پشت گردون ستمگر را به خاک

می زند این کهنه کشتی گیر یکسر را به خاک

غوطه زن دربحر سیل از کدورت پاک شو

تابه کی خواهی کشیدن دامن تررا به خاک ؟

روزی ماشد چو موران عشرت روی زمین

از قناعت تا بدل کردیم شکر را به خاک

خاک راهند این خسیسان، آبرو و آب گهر

چند ریزی ای ستمگر آب گوهر را به خاک؟

از پشیمانی زپشت دست خود سازد گزک

کوته اندیشی که ریزد درد ساغر را به خاک

حسن عالمسوز را پروای آه سرد نیست

می کشد این شعله بیباک صرصررا به خاک

در تلاش نعمت دنیا عرق ریزی مکن

ای بهشتی رو چه ریزی آب کوثر را به خاک؟

می توان تا تشنه ای را چون صدف سیراب کرد

نیست ازهمت فشاندن آب گوهر را به خاک

سیل از ویرانه با رخسار گرد آلود رفت

زود می مالد فلک روی ستمگررا به خاک

هر که نقش خویش را در خاکساری دیده است

می نهد چون بوریا پهلوی لاغررا به خاک

سعی دارد در زوال آفتاب عمر خود

هرکه اندازد درخت سایه گستر را به خاک

مور گویا را سلیمان پایتخت ازدست داد

می کشند اکنون سبک مغزان سخنور را به خاک

با سیه بختی شدم خرسند، تادیدم که چرخ

می کشد گیسو کشان خورشید انور را به خاک

نقد خود را نسیه کردن صائب ازعقل است دور

بهر زر تاچند مالی روی چون زر را به خاک؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۰۱زخمی تیغ شهادت زنده می خیزد ز خاک
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۰۲بیشتر شد حسرتم از خط آن محبوب خشک
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۰۳نشأه می گرچه نتوان یافتن از جام خشک
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۰۴نیست نم در جوی من چون گردن مینای خشک
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۰۵غوره من شد مویز از سردی دنیای خشک
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۰۶زخم ما را بستر آرام باشد از نمک
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۰۷قیمت خاک ندارد به نمکزار نمک
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۰۸نه شبنم است چمن را به روی آتشناک
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.