پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۰۴

نیست نم در جوی من چون گردن مینای خشک

یک کف خاک است برسرمغزم از سودای خشک

نقطه خال پریرویی اگر مرکز شود

می توان صددور چون پرگارزد باپای خشک

می شود نقد حیاتش همچو قارون خرج خاک

هرکه از عقبی قناعت کرد با دنیای خشک

نسبت دشت ختن باوادی مجنون خطاست

لاله را خون درجگر شد مشک ازین صحرای خشک

نیست غیر از مغز ما سوداییان بی دماغ

زیر چرخ آبگون پیدا شود گر جای خشک

در سر کوی تو پایم تا به زانو در گل است

من از دریا گذشتم بارها با پای خشک

می رساندم پیش ازین از شیشه خالی شراب

می خلد می در دلم امروز چون مینای خشک

قمریان را در نظر گشته است چون سوهان روح

پیش نخل آبدارش سرو رابالای خشک

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۰۶زخم ما را بستر آرام باشد از نمک
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۰۷قیمت خاک ندارد به نمکزار نمک
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۰۸نه شبنم است چمن را به روی آتشناک
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۰۹زبس که کرد نهان چرخ نقد جان درخاک
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۱۰کناره گیر ازین قوم بی مروت خشک
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۱۱بر من مریز اشک ترحم به زیر خاک
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۱۲از بس شدند زهره جبینان نهان به خاک
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۱۳جمعی که پیش خلق گذارند به خاک
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.