پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۰۵

غوره من شد مویز از سردی دنیای خشک

سوخت خون چون نافه ام در دل ازین صحرای خشک

عالم خاک از وجود تازه رویان مفلس است

برنمی خیزد گل ابری ازین دریای خشک

چشم بی اشک و دل بی آه زیر گل خوش است

زهر می بارد زروی ساغر و مینای خشک

ساده لوحی بین که پیش برق بی زنهار عشق

هیزم تر می فروشد زاهد از سیمای خشک

چون قلم برداشته است ازمردم دیوانه حق

نی چرا درناخن من می کند سودای خشک

زهد را خون درجگر از باده گلرنگ کن

آتش تر می کند درمان این سرمای خشک

کشتی ماشد بیابان مرگ چون موج سراب

قطره زد از بس که هر جانب درین دریای خشک

ازنهال او که چندین میوه تر میدهد

قسمت صائب چرا گردید استغنای خشک ؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۰۷قیمت خاک ندارد به نمکزار نمک
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۰۸نه شبنم است چمن را به روی آتشناک
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۰۹زبس که کرد نهان چرخ نقد جان درخاک
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۱۰کناره گیر ازین قوم بی مروت خشک
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۱۱بر من مریز اشک ترحم به زیر خاک
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۱۲از بس شدند زهره جبینان نهان به خاک
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۱۳جمعی که پیش خلق گذارند به خاک
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۱۴داده است بس که سینه صافم جلای اشک
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.