پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۰۹

زبس که کرد نهان چرخ نقد جان درخاک

هزار چشمه حیوان بود روان درخاک

ریاض جود همان روز بی طراوت شد

که کرد ریشه قارون فلک نهان درخاک

مرا چگونه تواند ز خاک برگیرد؟

چنین که تا به کمر مانده آسمان درخاک

جماعتی که نخوردند آب زنده دلی

چو تخم سوخته ماندند جاودان درخاک

شده است گرد ز افتادگی به باد سوار

نشسته است ز گردنکشی نشان درخاک

ترا که دست تصرف به زیر سنگ بود

چه سود ازین که بود گنج بیکران درخاک

کمان چرخ شود وقتی از کشاکش سیر

که همچو تیر نشینند راستان درخاک

تمیز نیک و بد از سفلگان مجو زنهار

یکی است مرتبه کاه و زعفران درخاک

به مرگ دست ندارم ز تیر یار،که هست

هزار صبح امیدم ز استخوان درخاک

مرا به خاک نشانده است آتشین شستی

که ماه نو کند از شرم اوکمان درخاک

ز تخم اشک درآن آستان نیم نومید

امید هاست مرا همچو باغبان درخاک

درآن ریاض که تیغ زبان کشد صائب

کنند تیغ زبان بلبلان نهان در خاک

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۱۱بر من مریز اشک ترحم به زیر خاک
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۱۲از بس شدند زهره جبینان نهان به خاک
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۱۳جمعی که پیش خلق گذارند به خاک
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۱۴داده است بس که سینه صافم جلای اشک
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۱۵از خشک طینتان مطلب جز جواب خشک
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۱۶از ترزبانیم نشد آسوده کام خشک
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۱۷خامش نمی شوم چو جرس بادهان خشک
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۱۸دل را نکند گریه ز اندوه جهان پاک
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.