پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۱۵

از خشک طینتان مطلب جز جواب خشک

بحر سراب را چه بود جز سحاب خشک ؟

در زهد من نهفته بود رغبت شراب

چون نغمه های تر که بود در رباب خشک

از سوز عشق گریه من شد بدل به آه

خون مشک گشت درجگر این کباب خشک

بگذشت آب عمر و مرا دربساط ماند

چون موجه سراب همین پیچ و تاب خشک

آخر مروت است کز آن لعل آبدار

باشد نصیب سوخته جانان جواب خشک

جز آه سرد، آینه ام حاصلی نداشت

زنگ است سبزه ای که بروید ازآب خشک

باآبرو بساز که جاوید زنده ماند

چون خضر هرکه کرد قناعت به آب خشک

از روشنان چرخ سخاوت طمع مدار

کز شبنم آبرو طلبد آفتاب خشک

دایم بود چو آبله سیراب گوهرش

هرکس قدم به صدق نهد درسراب خشک

باور که می کند که ازان تیغ آبدار

چون جوهرست قسمت من پیچ و تاب خشک؟

صائب امید من ز بزرگان بریده شد

تاشد ز کوه قسمت سایل جواب خشک

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۱۷خامش نمی شوم چو جرس بادهان خشک
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۱۸دل را نکند گریه ز اندوه جهان پاک
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۱۹از گرد خط آن غنچه مستور شود خشک
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۲۰زلف تو نفس در جگر باد کند مشک
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۲۱ندامت بود بار مطلوب خشک
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۲۲جلوه های مختلف دارد شراب لاله رنگ
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۲۳پای سعی دیگران آمد گر از صحرا به سنگ
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۲۴می کند بتگر اگر بت زمان حاصل ز سنگ
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.