پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۲۲

جلوه های مختلف دارد شراب لاله رنگ

آب، جوهر می شود درتیغ و در آیینه زنگ

خشم دل را غوطه درزنگ قساوت می دهد

برنمی خیزد سیاهی از سر داغ پلنگ

راست ناید صحبت پیرو جوان بایکدگر

پربرون آرد درآغوش کمان تیر خدنگ

اندکی دارد خبر از حال دل دربند زلف

هر مسلمانی که افتاده است در قید فرنگ

داغ می رویاند از دل خالهای عنبرین

میکشد درخون نگه را چهره های لاله رنگ

یک سر مو در اطاعت گرچه کوتاهی نکرد

با دل من زلف او دارد همان صد حلقه جنگ

این هما از بیضه فولاد می آید برون

دامن دولت به آسانی نمی آید به چنگ

نیست حرف سخت برخاطر گران آن را که زد

شیشه ناموس را بر سنگ صائب بی درنگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۲۴می کند بتگر اگر بت زمان حاصل ز سنگ
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۲۵می شود دایره خلق ز بیماری تنگ
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۲۶می زنم گرم ز بس تیشه خود بر رگ سنگ
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۲۷پیش چشمی که ز کان لعل برون آورده است
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۲۸جهان فروز چنان گشت باده گلرنگ
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۲۹به چشم راه شناسان بود بیابان تنگ
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۳۰آمد بهار و شد در و دیوار لاله رنگ
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۳۱از روی لاله گون تو در خون تپید رنگ
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.