پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۲۵

می شود دایره خلق ز بیماری تنگ

زین سبب چشم تو پیوسته بود بر سر جنگ

تندخو را نشود آینه دل بی زنگ

که محال است سیاهی فتد از داغ پلنگ

در دل سخت بتان عجز چه تاثیر کند

نخل مومین چه رگ ریشه دواند درسنگ

چشم آسودگی از عالم پر شور خطاست

مهد آسایش این بحر بود کام نهنگ

عجبی نیست اگر پشت کمان راست شود

از هم آغوشی آن قامت چون تیر خدنگ

داده خویش نگیرند کریمان واپس

لعل ویاقوت ز خورشید نمی بازد رنگ

نشود روزی شیرین سخنان آزادی

تا برآمد شکر از بند نی افتاد به تنگ

در ریاضی که بود شبنم گلها سیماب

به چه امید زند بلبل مابرآهنگ

دل ازان زلف محال است رهایی یابد

چه خیال است مسلمان از قید فرنگ

به شکوهی که نشسته است مرا در دل عشق

هیچ شاهی ننشسته است چنان بر اورنگ

محملی لیلی اگر در صدد جولان نیست

چون درین بادیه هر ذره بود گوش به زنگ

هر که را درد طلب هست ز پا ننشیند

نیست در قافله ریگ روان صائب لنگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۲۷پیش چشمی که ز کان لعل برون آورده است
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۲۸جهان فروز چنان گشت باده گلرنگ
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۲۹به چشم راه شناسان بود بیابان تنگ
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۳۰آمد بهار و شد در و دیوار لاله رنگ
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۳۱از روی لاله گون تو در خون تپید رنگ
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۳۲از تنک رویی شود همصحبت هر خار گل
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۳۳چون قفس پر رخنه شد دیوار باغ از جوش گل
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۳۴خنده کردی درگلستان تازه شد ایمان گل
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.