پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۲۸

جهان فروز چنان گشت باده گلرنگ

که از شمار شرر می دهد خبر دل سنگ

چکیده جگر شعله است نغمه عود

کمند عشرت رم کرده است رشته چنگ

هوای چیدن گل دارم از گلستانی

که باغبان جهد از خواب از پریدن رنگ

سفینه املم در محیطی افتاده است

که هست رشته شیرازه اش ز پشت نهنگ

دلم به اختر بدروز سینه صاف شود

ستاره پنبه گذارد اگر به داغ پلنگ

شراب عشق درآید اگر به خانه زور

شود ز سایه میناکبود چهره سنگ

به قید رسم گرفتار شد دل صائب

مباد هیچ مسلمان اسیر قید فرنگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۳۰آمد بهار و شد در و دیوار لاله رنگ
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۳۱از روی لاله گون تو در خون تپید رنگ
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۳۲از تنک رویی شود همصحبت هر خار گل
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۳۳چون قفس پر رخنه شد دیوار باغ از جوش گل
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۳۴خنده کردی درگلستان تازه شد ایمان گل
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۳۵عندلیب ما ندارد تاب استغنای گل
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۳۶نیست امروزی چو شبنم عشق من باروی گل
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۳۷نتابد از شکست خلق رو گوهرشناس دل
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.