پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۳۵

عندلیب ما ندارد تاب استغنای گل

می شود دست و دل ما سرد از سرمای گل

ما به روی گرم چون پروانه عادت کرده ایم

چشم چون شبنم نمی دوزیم برسیمای گل

آفتابش برلب بام است و شادی می کند

گریه شبنم بود بر خنده بیجای گل

رنگی از هستی ندارد نقطه مرهوم من

شوخ چشمی می کنم چون شبنم از بالای گل

پند ناصح می کند تاثیر اگرباد بهار

از دماغ بلبلان بیرون برد سودای گل

روزگاری آبروی ناله را بردی بس است

شرم دار ای عندلیب از طبع بی پروای گل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۳۷نتابد از شکست خلق رو گوهرشناس دل
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۳۸نمی گردند ارباب بصیرت از خدا غافل
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۳۹بدر از روشنی عاریه گردید هلال
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۴۰عشق را نغمه داود بود شیون دل
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۴۱مکش ای سلسله مورو به هم از زاری دل
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۴۲تو و آوازه خوبی و من و زاری دل
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۴۳دل شبها مشو از دیده گریان غافل
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۴۴من که هرپاره دلم هست به صد جا مشغول
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.