پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۳۸

نمی گردند ارباب بصیرت از خدا غافل

محال است این که سوزن گردد از آهن ربا غافل

چرا بی بوی پیراهن به کنعان باد مصر آید

مشو در هر نفس زنهار از یاد خدا غافل

بود باد مراد از ذکر حق دریانوردان را

تو از کوتاه بینی نیستی از ناخدا غافل

چو آهن پاره پرگار غافل نیست از مرکز

شود در وجد چون صاحبدلان از یاد خدا غافل

اگر چه روسیاهم گوش برآواز توفیقم

که ره گم کرده گم می گردد از بانگ درا غافل

چو آبستن که از فرزند خود غافل نمی گردد

مشو مشغول هرکاری که باشی از خدا غافل

به هر قفلی کلید صبح خیزان راست می آید

مشو دلهای شب زنهار از دست دعا غافل

به شکر این که هست از دستها دست تو بالاتر

مشو تا ممکن است از دستگیری چون عصا غافل

درین دریا که باشد هرکفش مشتی پراز گوهر

نگشتی چون حباب پوچ از کسب هوا غافل

گشایشهاست باد صبح را در آستین پنهان

مشو چون غنچه گل زین نسیم آشنا غافل

مکافات عمل از هیچ کس رشوت نمی گیرد

گرفتم شد به فرض از ظلم ظالم پادشا غافل

ندای ارجعی پیچیده در طاس فلک صائب

ترا گوش گران دارد ازین صوت و صد غافل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۴۰عشق را نغمه داود بود شیون دل
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۴۱مکش ای سلسله مورو به هم از زاری دل
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۴۲تو و آوازه خوبی و من و زاری دل
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۴۳دل شبها مشو از دیده گریان غافل
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۴۴من که هرپاره دلم هست به صد جا مشغول
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۴۵شکوه حسن فزون گردد از لباس جلال
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۴۶خمار من نشکست از ایاغ چشم غزال
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۴۷گرفته اوج ز بس فیض نوبهار امسال
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.