پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۳۷

نتابد از شکست خلق رو گوهرشناس دل

که از سنگ ملامت می شود محکم اساس دل

زرنگ و بوی این گلزار بر چین دامن همت

نگردیده است تا چون غنچه زنگاری لباس دل

دلیل کعبه گل هست از ریگ روان افزون

ز چندین راهرو یک تن نگردد ره شناس دل

زمین سینه تاریک روزن آرزو دارد

محال است این که مستحکم شود هرگز اساس دل

نیم زان نوبهار بی خزان آگه همین دانم

که هر ساعت به چندین رنگ می گردد لباس دل

به سعی پیچ و تاب دل به زلف یار پیوستم

که می آید برون از عهده شکر و سپاس دل

کیم من کز صنوبرقامتان صائب نمی آید

که با گیرایی مژگان او دارند پاس دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۳۹بدر از روشنی عاریه گردید هلال
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۴۰عشق را نغمه داود بود شیون دل
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۴۱مکش ای سلسله مورو به هم از زاری دل
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۴۲تو و آوازه خوبی و من و زاری دل
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۴۳دل شبها مشو از دیده گریان غافل
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۴۴من که هرپاره دلم هست به صد جا مشغول
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۴۵شکوه حسن فزون گردد از لباس جلال
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۴۶خمار من نشکست از ایاغ چشم غزال
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.