پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۴۳

دل شبها مشو از دیده گریان غافل

در سیاهی مشو از چشمه حیوان غافل

نیست بی خار درین شوره زمین یک کف خاک

مشو ای راهرو از چیدن دامان غافل

قد خم گشته رسول سفر آخرت است

مشو ای گوی سبک مغز ز چوگان غافل

نقش درآینه صاف نگردد پنهان

چون زمعشوق شود عاشق حیران غافل

هست هر صفحه گل نامه ای از عالم غیب

در بهاران مشو از سیر گلستان غافل

فیض در دامن شب بیشتر از روز بود

مشو ایام خط از آینه رویان غافل

پرده خواب بود عینک جویای گهر

که صدف را نکند بحر زنیسان غافل

نکند حسن فراموش نظربازان را

که زیعقوب نگردد مه کنعان غافل

دوسه روزی به مراد تو اگر گشت فلک

مشو از گردش این مهره غلطان غافل

چون گشودی به شکر خنده لب از بی مغزی

از سر خود مشو ای پسته خندان غافل

در غریبی زوطن کامروا می گردد

در وطن هرکه نگردد ز غریبان غافل

شمع بی رشته محال است کند قامت راست

مشو ای دیده وراز پاس ضعیفان غافل

کف افسوس شود برگ نشاطش صائب

هرکه گردید زبی برگ و نوایان غافل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۴۵شکوه حسن فزون گردد از لباس جلال
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۴۶خمار من نشکست از ایاغ چشم غزال
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۴۷گرفته اوج ز بس فیض نوبهار امسال
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۴۸نیم ز پرسش محشر به هیچ باب خجل
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۴۹چراغ ماه خطر دارد از رمیدن دل
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۵۰نمی روم قدمی راه بی اشاره دل
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۵۱قدم برون منه از آستان خانه دل
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۵۲گذشت عمر ازین خاکدان برآ ای دل
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.