پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۴۹

چراغ ماه خطر دارد از رمیدن دل

به ساق عرش فتد لرزه از تپیدن دل

طلسم هستی خود هر که نشکند چو حباب

نمی رسد به مقام نفس کشیدن دل

فغان که نیست درین روزگار بی حاصل

غمی که تنگ کند جای برتپیدن دل

ز شارع کشش دل قدم برون مگذار

که خضر کعبه مقصد بود کشیدن دل

خرد به پرده سرای حواس محتاج است

به گوش و لب نبود گفتن و شنیدن دل

چه فتنه بود نگاه تو درجهان انداخت

که جست عالمی از خواب آرمیدن دل

بیا که می خلد از انتظار آمدنت

چو دشنه ام به جگر شهپر تپیدن دل

چو غنچه جامه رنگین به روی هم مگذار

که می شود همه اسباب لب گزیدن دل

نفس رسید به پایان و در قلمرو خاک

نیافتیم فضای نفس کشیدن دل

ترا که هست دل آرمیده ای خوش باش

که من افتاده ام از چشم آرمیدن دل

چسان به بستر آسودگی نهم پهلو

مرا که سنگ به پهلو زند تپیدن دل

ز شیشه های فلک بانگ الامان خیزد

در آن مقام که میدان کشد رمیدن دل

به گوش هرکه گران نیست از شراب غرور

نوای طبل رحیل است هر تپیدن دل

در آن مقام که صائب به نغمه پردازد

ز شاخسار فتد بلبل از تپیدن دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۵۱قدم برون منه از آستان خانه دل
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۵۲گذشت عمر ازین خاکدان برآ ای دل
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۵۳قدم برون منه از خلوت نهانی دل
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۵۴اگر شود زنی بوریا شکر حاصل
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۵۵ازان زمان که ترا دیده در گلستان گل
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۵۶زهی به جوش زرشکت شراب خنده گل
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۵۷مشو چو بیخبران غافل از نظاره گل
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۵۸جدا ز دولت وصلش به گریه ام مشغول
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.