پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۵۷

مشو چو بیخبران غافل از نظاره گل

که یک دو صبح بود شوخی ستاره گل

برآن سیاه گلیم است سیر باغ حلال

که همچو سوخته درگیرد از شراره گل

گلی که آفت پژمردگی نمی بیند

همان گل است که چینند از نظاره گل

چه خوشنماست ز معشوق شیوه عاشق

کباب کرد مرا جیب پاره پاره گل

برد ز هوش نگاهی لطیف طبعان را

ز یک پیاله بود مستی گذاره گل

دلیل عشق حقیقی است عشقهای مجاز

به آفتاب رسد شبنم از نظاره گل

فغان که بلبل ما در نیافت از مستی

که یک کتاب سخن بود هر اشاره گل

نه شبنم است که از گوش گل چکد صائب

که شد ز ناله ما آب گوشواره گل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۵۹رخسار همچو ماه تو از عنبرین هلال
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۶۰دارم ز دست رفته عنانی ز دود دل
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۶۱از سوختن زیاده شود برگ و بار دل
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۶۲چرخ است حلقه در دولتسرای دل
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۶۳تا چند گرد کعبه بگردم به بوی دل
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۶۴آن کس که درد رابه دوا می کند بدل
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۶۵روزی که سوخت برق تجلی نقاب گل
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۶۶تا بدر شد ز دیده نهان شد هلال گل
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.